|
|
|
|
|
وجودهای امکانی٬ نظر به ذاتشان فقر محضند٬ و نیاز و وابستگی به غیر در ذات آنها قرار گرفته است. ولذا وجودشان٬ وجود رابط می باشد٬ که نه در پیدایش و نه در بقاء وجودشان٬ استقلالی برای خود ندارند٬ بلکه قائم به دیگری می باشند.[و آن دیگیری نیز در صورتی که خود ذاتا غنی نباشد٬ متکی به امیر سومی است.] و این سلسله نهایتا به وجودی می رسد که ذاتا مستقل و غنی است ٬ و هیچ نحوه وابستگی و نیازی به غیر خود ندارد٬ یعنی واجب الوجود سبحانه و تعالی. از اینجا روشن میشود که واجب الوجود سبحانه و تعالی٬ هستی بخش سایر موجودات است ٬ و همانگونه که اصل هستی آنها را می آفریند ٬ تمام آثار قائم به آنها و نسبتها و روابط میان آنها را نیز افاضه می کند٬ زیرا علتی که وجود یک شی را ایجاد کرده و آن را به پا می دارد ٬ به آثارو نسبتهای قائم به آن نیز وجود و قوام می بخشد. بنابراین ٬ خداوند سبحان به تنهائی مبداء آفرینش سایر موجودات و مالک و مدبر امور آنها است. و در نتیجه او پروردگار جهانیان است ٬ و جز او پروردگاری نیست. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:3 توسط آلفا
|
|
||